تبلیغات
پایگاه تخصصی معرفی شهدا... - پیش بینی شهادت ایرج رستمی توسط آیت الله خامنه ای/ بازوی راست چمران چه کسی بود؟
پایگاه تخصصی معرفی شهدا...
اللهم ارزقنا الشهاده...



سر و وضعتان گل آلود است. محاسن بلند... لباس های خیس و به گل نشسته... با این وجود جناب سرگرد عزیز! حسابی نوربالا می زنید!

 

ساجد_ کم کم مه غلیظی منطقه را پوشاند. به سمت مقر فرماندهی راه کج کردند. در همین موقع، صدای شلیک خمپاره و آتش از دور به گوش رسید. وارد مقر شدند. سرتاپایشان گل بود. لباس هایشان هم خیس و آغشته به گل و لای شده بود. خستگی و بی خوابی در چهره هاشان موج زد... ستوان نزد دکتر چمران آمد. آقای خامنه ای را دید که کنار دکتر در اتاق نشسته بود. هر دو نفر با تعجب به رستمی نگاه کردند.

آقای خامنه ای به سرتاپای سروان خیره شد. پوتین هایش گل آلود بود؛ با بدنی خاک آلود، صورتی خسته و ریش هایی بلند. به نظرش آمد چهره رستمی مانند ماه می درخشد و نورانی است. گفت: سلام شیرمرد! سر و وضعتان گل آلود است. محاسن بلند... لباس های خیس و به گل نشسته... با این وجود جناب سرگرد عزیز! حسابی نوربالا می زنید!

سرگرد درجه ای بود که ایشان و آقای چمران به او داده بودند و رستمی که لباس بسیجی می پوشید به آن اعتقادی نداشت. مقابل ایشان ایستاد. سلام نظامی داد. لبخند زد و گفت: خدا را شکر! یعنی ما را می طلبد؟

دکتر چمران به سرتاپای او نگاه کرد: امان از دست شیرمرد! تو بازوی راست من هستی. حالا حالاها با شما کار دارم. کجا می خواهی بروی؟ کمی استراحت کن! چند شبانه روز است که بیداری و غذایی هم نخوردی!

رستمی لبخند زد: شما خوردی؟ شما خوابیدی؟

دکتر به احترامش ایستاد و گفت: امان از دست شما دوست عزیز! بیا بنشین کنار ما.

منبع:سایت ساجد




طبقه بندی: رهبری،  خاطرات شهدا،  زندگینامه شهدا و رزمندگان،  خاطرات رزمندگان،  اسناد جنگ،  بسیج،  بصیرت، 
برچسب ها: شهید ایرج رستمی،
ارسال توسط هیراد کبیری
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
جهت ارسال تبلیغات با مدیر سایت تماس بگیرید "تبلیغاتهای مذهبی رایگان است"

دانلود

شادزیست

قالب وبلاگ

لیمونات

تک باکس

دانلود نرم افزار