تبلیغات
پایگاه تخصصی معرفی شهدا... - مطالب آبان 1390
پایگاه تخصصی معرفی شهدا...
اللهم ارزقنا الشهاده...



بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه 30 آبان 1390

به بهانه بیست و هفتمین عروج ملکوتی شهید زین الدین...

جنگی که در شهریور 1359ه ش توسط دیکتاتور معدوم عراق ،صدام حسین به مردم ایران تحمیل شد؛ظهور اسطوره هایی رادر پی داشت که غیر از تاریخ صدر اسلام،در هیچ برهه ای از تاریخ بشرنشانی از آنها نیست.
ومهدی زین الدین یکی از این اسطوره هاست؛اسطوره ی زنده.
  سال 1338 ه ش در كانون گرم خانواده‌ای مذهبی، متدین و از پیروان مكتب سرخ تشیع، در تهران دیده به جهان گشود. ...



ادامه مطلب
طبقه بندی: زندگینامه شهدا و رزمندگان، 
برچسب ها: شهید زین الدین،
ارسال توسط هیراد کبیری
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه 29 آبان 1390

از سفارت آمریکا تا صدارت آسمان‌ها

گروهی به دانشگاه بازگشتند و به دور از سیاست، پی زندگی خود را گرفتند، گروهی دیگر راهی عرصه سیاست شدند، در این بین، بسیاری از دانشجویان نیز راهی جبهه‌ها شده و در بین آنها کم نبودند کسانی که شربت شهادت نوشیدند...


ادامه مطلب
طبقه بندی: زندگینامه شهدا و رزمندگان،  وصیتنامه شهدا،  اسناد جنگ،  بصیرت، 
برچسب ها: شهدای خط امام،
ارسال توسط هیراد کبیری
بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه 28 آبان 1390


 

 

 

 

 

همرزم شهید حسن طهرانی مقدم با بیان خاطراتی از دوران دفاع مقدس گفت: وقتی در عملیات خیبر با مشکلات فراوانی مواجه شدیم شهید حسن مقدم با اقدامی مبتکرانه موشک هواپیما را بر روی خودرو تویوتا نصب کرد



ادامه مطلب
طبقه بندی: رهبری،  خاطرات شهدا،  زندگینامه شهدا و رزمندگان،  اسناد جنگ، 
برچسب ها: شهید تهرانی مقدم، رهبری،
ارسال توسط هیراد کبیری
بازدید : مرتبه
تاریخ : جمعه 27 آبان 1390

آیت‌الله حاج میرزاجواد آقا تهرانی در یکی از عملیات ها، به نیت چهارده معصوم، چهارده گلوله خمپاره شلیک کردند. از دیده بان سؤال شد آیا به هدف می‌خورد؟ دیده بان که نمی‌دانست چه کسی شلیک می‌کند با هیجان می‌گفت کاملا به هدف می‌خورد.



ادامه مطلب
طبقه بندی: خاطرات شهدا،  زندگینامه شهدا و رزمندگان،  اسناد جنگ،  بصیرت،  گالری صوت وتصویر، 
برچسب ها: آیت الله تهرانی،
ارسال توسط هیراد کبیری

به مناسبت سالروز آزادسازی سوسنگرد قهرمان...

شهید چمران در گفت وگوی تلفنی که با بنی صدر داشت عنوان کرد: «من فردا صبح با نیروهای مردمی وارد سوسنگرد خواهم شد، اگر شهید شدم، که به نفع شماست ولی اگر زنده ماندم آبروی شما (بنی صدر) را خواهم برد.» 



ادامه مطلب
طبقه بندی: خاطرات رزمندگان،  اسناد جنگ،  بسیج، 
برچسب ها: سوسنگرد،
ارسال توسط هیراد کبیری
بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 26 آبان 1390

بیاد شهید مقدم؛

سردار سرلشکر محمدعلی جعفری فرمانده کل سپاه، سردار امیرعلی حاجی زاده فرمانده نیروی هوافضای سپاه نیز به همراه دیگر فرماندهان و همرزمان این شهیدان و خانواده شهدا بر پیکر شهدای سازمان جهاد خودکفایی سپاه نماز خواندند.



ادامه مطلب
طبقه بندی: خاطرات شهدا،  زندگینامه شهدا و رزمندگان،  پس از جنگ، 
برچسب ها: شهید تهرانی مقدم،
ارسال توسط هیراد کبیری
بازدید : مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 25 آبان 1390

به یاد شهید محمداسماعیل عسگری؛

خدا جون! دوسِت دارم، قد بابام!

خودم یادم نمیاد، اما دو سال بیشتر نداشتم كه بابا مفقودالاثر شده و درست ده سال بعد بود که پیكر قشنگش را آوردند، آن روز من خیلی خوشحال بودم. همه گریه می كردند، ولی من حس خاصی داشتم و خیلی هم افتخار می كردم كه او سردار« اقبالیه » است و همه او را می شناسند. حالا كه سالها از آن روزها گذشته، خیلی دوست دارم در خواب ببینمش و باهاش حرف بزنم، بچه كه بودم، زیاد به خوابم می آمد، ولی حالا اصلا، دعا هم زیاد می خوانم، اما باز هم نمی شود، شاید بابا دیگر مرا دوست ندارد! نه این چه حرفی است، مگر می شه باباها دختراشونو دوست نداشته باشن؟



ادامه مطلب
طبقه بندی: خاطرات شهدا،  زندگینامه شهدا و رزمندگان،  اسناد جنگ، 
برچسب ها: شهید عسگری،
ارسال توسط هیراد کبیری

یک روز من خواب دیدم و بعد بلند شدم و به اینها گفتم: من آقاتقی را شب خواب دیدم. بعد پسرم گفت: بیا دکان به او تلفن کنیم. من هم رفتم آنجایی که ماشینها می روند و از جبهه هر ماشینی می آمد ، می گفتم: شما را به خدا شما از جبهه می آیید ، می گفتند: من دیوانه شده ام . یکی از راننده ها گفت: نه اومادر تقی بهمنی است ، پسرش رفته به جبهه و بی تابی می کند ....



ادامه مطلب
طبقه بندی: اسناد جنگ، 
ارسال توسط هیراد کبیری

کشاورز زاده بابلی 14 ساله که همرزمانش او را به عنوان شکارچی تانکهای عراقی می‌شناختند امروز با یک چشم و بدن پر از ترکش، سرفه‌های خشک خردلی‌اش را در خانه 35 متری اجاره‌ای محبوس کرده است



ادامه مطلب
طبقه بندی: زندگینامه شهدا و رزمندگان،  خاطرات رزمندگان، 
ارسال توسط هیراد کبیری
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه 22 آبان 1390

بعد از آن ماهر عبد الرشید ، رویش را به طرف سرگرد حمدی المطیری کرد و گفت:
- سرگرد حمدی !
- بله ، قربان !
- فرماندهی این تیپ به عهده تو . باید ضد حمله را امشب ادامه دهی .
- بله ، قربان !... حتما قربان !.... گوش به فرمان شما هستم  ، قربان !
بعد از آن ماهر عبد الرشید ، رویش را به طرف سرگرد حمدی المطیری کرد و گفت:
- سرگرد حمدی !


ادامه مطلب
طبقه بندی: خاطرات شهدا، 
ارسال توسط هیراد کبیری
بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه 21 آبان 1390

هوا داشت تاریک می شد و صدای گلوله ها آرامش طبیعت را به هم زده بود .
پس از مدتی پیاده روی به دهانه دره ای رسیدیم . تاریکی تیره تر شده بود . ما در آنجا به استراحت پرداختیم . دوباره چشمم به سرباز زخمی افتاد ، ملتمسانه به من گفت :
- جناب ! جناب ‍ مرا تنها نگذارید ! آخر من زن و بچه دارم . جناب !



ادامه مطلب
طبقه بندی: خاطرات شهدا، 
ارسال توسط هیراد کبیری

محمد در سال 1342 در خانواده ای متدین و مذهبی دیده به جهان گشود و از همان اوایل کودکی با تشویق والدین در جلسات قرآن ، مراسم مذهبی و صفوف نماز جماعت شرکت می نمود .



ادامه مطلب
طبقه بندی: زندگینامه شهدا و رزمندگان، 
ارسال توسط هیراد کبیری
آخرین مطالب
(تعداد کل صفحات:3)      [1]   [2]   [3]  

آرشیو مطالب
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
جهت ارسال تبلیغات با مدیر سایت تماس بگیرید "تبلیغاتهای مذهبی رایگان است"

دانلود

شادزیست

قالب وبلاگ

لیمونات

تک باکس

دانلود نرم افزار