تبلیغات
پایگاه تخصصی معرفی شهدا... - مطالب فروردین 1392
پایگاه تخصصی معرفی شهدا...
اللهم ارزقنا الشهاده...



بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه 31 فروردین 1392

روزی محسن که به حجاب بسیار اهمیت می دهد، به ملاقات یکی از دوستانش می آید. همان پرستار در حال پانسمان زخم دوست اوست. پرستار از محسن می خواهد، قیچی را به او بدهد، محسن نیز برای اینکه چشمش به ظاهر نامناسب پرستار نیفتد، قیچی را به سمت او پرت می کند...



ادامه مطلب
طبقه بندی: خاطرات رزمندگان،  بصیرت،  بسیج، 
ارسال توسط هیراد کبیری
بازدید : مرتبه
تاریخ : جمعه 30 فروردین 1392

داستان همسفری این دو برادر خواندنی است!

منصور در گردان عمار و عبدالرضا در واحد ادوات لشکر ۷ ولی‌عصر (عج) بود. آن دو در این روز‌ها از این که در کنار همدیگر و در جبهه اسلام، به خدمتی مشغول بودند، در پوست خود نمی‌گنجیدند و معمولا هر روز یا هر شب، عبدالرضا به برادر کوچکترش منصور سری می‌زد تا این که...


ادامه مطلب
طبقه بندی: خاطرات شهدا،  وصیتنامه شهدا،  زندگینامه شهدا و رزمندگان، 
برچسب ها: شهید منصور بصیری‌فر، شهیدعبدالرضا بصیری‌فر،
ارسال توسط هیراد کبیری
بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 29 فروردین 1392
 
شهید حسین جمعی که روانش شادو راهش پر رهرو باد در فروردین ماه 1335 درشهر زیبای طرقبه دیده به جهان گشود و در دامن پر مهر مادری مهربان و زحمتکش رشد کرد وهمراه با رشد جسمی شجاعت و دلاوری را از همان کودکی آموخت. روزها سپری شد و دوران کودکی و نوجوانی و جوانی را همچون دیگر هم سالان خود سپری کرد.



ادامه مطلب
طبقه بندی: خاطرات شهدا،  وصیتنامه شهدا،  زندگینامه شهدا و رزمندگان،  خاطرات رزمندگان، 
برچسب ها: شهید حسین جمعی،
ارسال توسط فاطمه پارسا
بازدید : مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 28 فروردین 1392

ولادت: 1348/4/23
شهادت: 1361/11/29

بار خدایا از کارهایی که کرده ام به تو پناه می برم از جمله :
از این که حسد کردم...



ادامه مطلب
طبقه بندی: بصیرت، 
برچسب ها: شهید علیرضا محمودی پارسا،
ارسال توسط فاطمه پارسا
بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه 27 فروردین 1392

 

گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران «...جایگزین یکی از فرمانده واحدها شده بودم. نیروها بی نظمی می کردند و خواستم قاطعیتم را به آنها نشان دهم.
دستور دادم در نقطه بادگیری برایم چادر بزنند با امکانات کامل.
داشتم حکومت می کردم که یک روز احمد سلیمانی جانشین ستاد لشکر وارد چادر من شد.
گفت: آقا بد که نمی گذره!
گفتم: ای برادر مسئولیت سنگینه!



ادامه مطلب
طبقه بندی: خاطرات شهدا،  زندگینامه شهدا و رزمندگان،  وصیتنامه شهدا، 
برچسب ها: سردار شهید حاج احمد سلیمانی،
ارسال توسط فاطمه پارسا
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه 26 فروردین 1392

امضای شهید پای کارنامه فرزندش

حس غریبی دارم. آمده ام منزل فرزند شهید صالحی، همان که با کوله بار سنگین عشق و خلوصش، پس از شهادتش هم بازگشت تا مهر تاییدی بزند نه بر کارنامه فرزند که بر کارنامه شهید. یاد خدا می افتم که می فرماید: «ما شما را به آن چه در دل دارید مواخذه می کنیم». یاد دلم یا دلمان می افتم، ما چگونه مواخذه خواهیم شد؟

 



ادامه مطلب
طبقه بندی: امام شهدا،  خاطرات شهدا،  زندگینامه شهدا و رزمندگان،  پس از جنگ، 
برچسب ها: شهید مجتبی خوانساری،
ارسال توسط فاطمه پارسا
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه 25 فروردین 1392

 

شهید وحید رازقی لنگرودی در 15/1/1347 در خانواده ای مذهبی ، کشاورز و زحمتکش در کومله پا به عرصه وجود نهاد ،از همان دوران کودکی بچه ای زیبا ، خوش زبان و فعال و پرجنب و جوش بود و گاهی به کمک پدر در امر مغازه نیز مشغول می شد .



ادامه مطلب
برچسب ها: شهید وحید رزاقی،
ارسال توسط فاطمه پارسا
بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه 24 فروردین 1392
 
 


دربهار 1340 در روستای « استخر سر » از توابع بخش« پل سفید»درشهرستان« سوادكوه»و در یك خانواده مذهبی و مستضعف چشم به جهان گشود . تا دوم راهنمایی به تحصیلات ادامه داد ، اما به علت فقر مادی ناچار به ترك تحصیل شد و به عنوان كارگر در شركت راه سازی به فعالیت پرداخت .



ادامه مطلب
طبقه بندی: خاطرات شهدا،  وصیتنامه شهدا،  زندگینامه شهدا و رزمندگان،  خاطرات رزمندگان، 
برچسب ها: شهید الیاس حامدی،
ارسال توسط فاطمه پارسا
بازدید : مرتبه
تاریخ : جمعه 23 فروردین 1392

 

شهید علی جزمانی معاون گردان مقداد لشگر 27 حضرت محمدرسول الله(ص)بود که در تاریخ 12 اسفند 1365 در عملیات کربلای پنج در منطقه شلمچه به یاران شهیدش پیوشت.

روحش شاد و یادش گرامی


 



ادامه مطلب
طبقه بندی: خاطرات شهدا،  زندگینامه شهدا و رزمندگان،  اسناد جنگ،  گالری صوت وتصویر، 
برچسب ها: شهید علی جزمانی،
ارسال توسط هیراد کبیری
بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 22 فروردین 1392

اسرای شلمچه را از بغداد به اردوگاه دیگری منتقل می کنند و طبق روال هر روز، آن ها را به باد کتک می گیرند.

ششم تیرماه ۱۳۶۷ است. اسرا بعد از کتک هر روزه، با بدنهای رنجور و چشم های نگران در صف های آمار، به ستون پنج می نشینند. هر کس به چیزی فکر می کند. درآن لحظه صدای درهم برهم عراقی ها به گوش می رسد. در باز می شود، افسر عراقی با یکی دو تا از درجه دارها و چند سرباز دیگر وارد می شوند.



ادامه مطلب
طبقه بندی: خاطرات رزمندگان،  آزادگان، 
ارسال توسط هیراد کبیری
بازدید : مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 21 فروردین 1392
 

نامه به علی آقا....

سلام علیکم: خسته نباشی

امیدوارم حالتان خوب باشد و سلامت باشید. علی جان! من از فرصت استفاده کردم و چون امیرآقا می خواست منطقه بیاید گفتم نامه ای از ما برایتان بیاورد. علی؛ اگر از حال من خواسته باشی خوبم. فقط به خاطر آن موضوع حالم خوب نیست اصلاً غذا نمی توانم بخورم. تو رو خدا دعا کن حالم خوب بشه خوب علی جان، تو خودت ان شاء الله که خوبی؟ راجع به پرونده که گفتم نرفتم، ولی پیش یک دکتر دیگری رفتم دیگه مانده با خدا. خوب علی جان! زنگ بزن. التماس دعا داریم خوب، وقت شما را نمی گیرم خداحافظ شما.

به امید پیروزی لشکریان اسلام



ادامه مطلب
طبقه بندی: خاطرات شهدا،  زندگینامه شهدا و رزمندگان،  اسناد جنگ، 
برچسب ها: شهید علی چیت سازیان،
ارسال توسط هیراد کبیری
بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه 20 فروردین 1392

شهید سید مرتضی آوینی در شهریور سال 1326 در شهر ری متولد شد تحصیلات ابتدایی و متوسطه‌ی خود را در شهرهای زنجان، کرمان و تهران به پایان رساند و سپس به عنوان دانش‌جوی معماری وارد دانشکده‌ی هنرهای زیبای دانشگاه تهران شد او از کودکی با هنر انس داشت؛ شعر می‌سرود داستان و مقاله می‌نوشت و نقاشی می‌کرد تحصیلات دانشگاهی‌اش را نیز در رشته‌ای به انجام رساند که به طبع هنری او سازگار بود ولی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی معماری را کنار گذاشت و به اقتضای ضرورت‌های انقلاب به فیلم‌سازی پرداخت:



ادامه مطلب
طبقه بندی: زندگینامه شهدا و رزمندگان،  پس از جنگ،  بصیرت،  سینمای جنگ، 
برچسب ها: سید شهیدان اهل قلم،
ارسال توسط فاطمه پارسا
آخرین مطالب
(تعداد کل صفحات:3)      [1]   [2]   [3]  

آرشیو مطالب
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
جهت ارسال تبلیغات با مدیر سایت تماس بگیرید "تبلیغاتهای مذهبی رایگان است"

دانلود

شادزیست

قالب وبلاگ

لیمونات

تک باکس

دانلود نرم افزار