پایگاه تخصصی معرفی شهدا...
اللهم ارزقنا الشهاده...


بازدید : مرتبه
تاریخ : جمعه 29 اردیبهشت 1391

 

باری ما تشنگی خود را برطرف کردیم ، اما روز هشتم را کماکان در محاصره ایرانیها بودیم، اوضاع لحظه به لحظه وخیم تر می شد. بر تعداد زخمیها افزوده شده و نارضایتی در میان افراد سیر صعودی داشت .
حتی چند سرباز قصد فرار بسوی ایرانیها را داشتند اما دوستان آنها بسویشان شلیک کردند و بعدها آنها فرار خود را چنین توجیه کردند که در واقع قصد فرار نداشته و تنها سیم های خاردار را آزمایش می کردند!
یکی از افسران به نام شاکر حنتوش جریان قتل یک سرباز عراقی را به دست فرمانده گروهانش برایم بازگو کرد. جسد سرباز مقتول را به همراه اسم و فامیل او که در داخل یک بطری گذاشته شده بود در محوطه به خاک سپردند .



ادامه مطلب
طبقه بندی: خاطرات شهدا،  زندگینامه شهدا و رزمندگان،  خاطرات رزمندگان،  اسناد جنگ،  بصیرت،  بسیج،  ادبیات پایداری، 
برچسب ها: محاصره،
ارسال توسط هیراد کبیری
بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 28 اردیبهشت 1391

 

باری ، توپخانه ما گلوله های خود را کورکورانه در وسط میدان نبرد شلیک می کرد .
خورشید ، که تمام شب در اثر صدای گلوله ها ناآرام بود با بی میلی از مشرق طلوع کرد. با روشن شدن هوا تیراندازی بسوی مواضع ایرانیها از سر گرفته شد، من تغییر و تحولی در مواضع ایرانیها دیدم، در وهله اول فکر کردم که ایرانیها خاکریزهای خود را پس و پیش کرده اند .



ادامه مطلب
طبقه بندی: خاطرات شهدا،  زندگینامه شهدا و رزمندگان،  خاطرات رزمندگان،  اسناد جنگ،  ادبیات پایداری، 
برچسب ها: محاصره،
ارسال توسط هیراد کبیری
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه 25 اردیبهشت 1391

شبی همسرم، محمدرضا را در خواب می‌بیند که با دوستانش به خانه آمده‌اند، موقع رفتن، دوستان به او می‌گویند برو پدرت را بیدار کن تا تو را ببیند اما محمدرضا می‌گوید نه؛ برای او اثری از خود می‌گذارم که متوجه حضورم بشود

alt





ادامه مطلب
طبقه بندی: خاطرات شهدا،  زندگینامه شهدا و رزمندگان،  پس از جنگ، 
ارسال توسط هیراد کبیری

سردارشهید سبزعلی خداداد فرمانده تیپ مالک اشتر مریوان، گردان های مسلم و انصار لشکر۲۵کربلا + تصاویر منتشرنشده و یادداشت۱۷بندی



ادامه مطلب
طبقه بندی: خاطرات شهدا،  زندگینامه شهدا و رزمندگان،  اسناد جنگ،  بسیج،  بصیرت، 
برچسب ها: شهید سبزعلی خداداد،
ارسال توسط هیراد کبیری

سردارشهید سبزعلی خداداد فرمانده تیپ مالک اشتر مریوان، گردان های مسلم و انصار لشکر۲۵کربلا + تصاویر منتشرنشده و یادداشت۱۷بندی



ادامه مطلب
طبقه بندی: خاطرات شهدا،  زندگینامه شهدا و رزمندگان،  اسناد جنگ،  بصیرت، 
ارسال توسط هیراد کبیری

پاسدار شهید زین العابدین محمدی نژاد فرزند مرحوم حاج موسی در اسفند سال 1333 شمسی در یک خانواده مذهبی روستای قیصرق از توابع شهرستان سراب دیده به جهان گشود.مادرش اهل نماز شب بود و همیشه با وضو ایشان را شیر می داد.ایمان، تعهد و اخلاص این بانوی زینب وار، شیرمردی را در دامنش پرورد که نامش برای همیشه در تاریخ جاودانه ماند!



ادامه مطلب
طبقه بندی: خاطرات شهدا،  زندگینامه شهدا و رزمندگان،  اسناد جنگ،  بصیرت،  بسیج، 
برچسب ها: شهید محمدی نژاد،
ارسال توسط هیراد کبیری
بازدید : مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391

ابراهیم هادی اسوه ی شجاعت ، رشادت

مروت ، دیانت و صاحب مدال شهادت است

دلم گرفت و آمدم بعد از مدتها برایت

بنویسم ای ابراهیم .....

همه از من سراغ صاحب خانه ام را

می گیرند .می پرسند این ابراهیم شما

كجاست ؟ می گویم : نمی دانم

می پرسند نشانی از او داری؟

می گویم :نه ، اما می گویم كه اینها

نشانی نمی خواهند فقط منتظرند كه

صدایشان كنید، همین و بس .

راست گفتم ؟؟؟ می پرسند از او چه

می دانی كه مهمان خانه اش شدی؟

.

 

 

 

 

 

 

 



ادامه مطلب
طبقه بندی: زندگینامه شهدا و رزمندگان،  شهدای گمنام،  خاطرات رزمندگان،  اسناد جنگ،  بسیج،  بصیرت، 
برچسب ها: شهید ابراهیم هادی،
ارسال توسط هیراد کبیری
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه 10 اردیبهشت 1391

وقتی مارش كربلای 10 را شنید دیگر معطل نكرد. نوار وصیت‌نامه علی اكبر به جای سخنرانی سالگرد شهادت محمد از بلندگو پخش شد.

 



ادامه مطلب
طبقه بندی: خاطرات شهدا،  زندگینامه شهدا و رزمندگان،  گالری صوت وتصویر، 
برچسب ها: شهید شجاعیان،
ارسال توسط هیراد کبیری
بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه 9 اردیبهشت 1391

...و هنوز هم از بیت الزهرای ساری، نوای دلنشین و حزن انگیز سید مجتبی؛

"بقیع با او بگو دستم ببستند   همانهایی که پهلویش شکستند"

به گوش می رسد.....



ادامه مطلب
طبقه بندی: خاطرات شهدا،  زندگینامه شهدا و رزمندگان،  اسناد جنگ،  بصیرت،  گالری صوت وتصویر، 
برچسب ها: شهید علمدار،
ارسال توسط هیراد کبیری
 

حاج بصیر آمد روی خط و گفت: شاید دیگر نتوانم بیام ملاقات، مراقب خودت باش، زن ببر و سرگرم بشو. دیگه تو نمی‌خوای جبهه بیای. یک بغض ته گلویش چسبیده بود، یک مرتبه حال غریبی گرفت و گفت: علی جان! برام دعا کن، من امشب حالت پرواز دارم.



ادامه مطلب
طبقه بندی: خاطرات شهدا،  زندگینامه شهدا و رزمندگان،  خاطرات رزمندگان،  اسناد جنگ،  گالری صوت وتصویر، 
برچسب ها: شهید حاج حسین بصیر،
ارسال توسط هیراد کبیری

روایتی تازه منتشره از علمدار عشق:

 

 

سید مجتبی علمدار، فرمانده گروهان سلمان از گردان مسلم ابن عقیل، لشکر 25 کربلا بود.



ادامه مطلب
طبقه بندی: خاطرات شهدا،  زندگینامه شهدا و رزمندگان،  بسیج،  بصیرت،  گالری صوت وتصویر، 
برچسب ها: شهید علمدار،
ارسال توسط هیراد کبیری
آخرین مطالب
(تعداد کل صفحات:16)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [...]  

آرشیو مطالب
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
جهت ارسال تبلیغات با مدیر سایت تماس بگیرید "تبلیغاتهای مذهبی رایگان است"

دانلود

شادزیست

قالب وبلاگ

لیمونات

تک باکس

دانلود نرم افزار