تبلیغات
پایگاه تخصصی معرفی شهدا... - مطالب ابر آزادگان
پایگاه تخصصی معرفی شهدا...
اللهم ارزقنا الشهاده...



بازدید : مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 13 دی 1391

بگذار از یک چوپان برایت بگویم . تعجب نکن از اینکه یک چوپان را به اسارت گرفته باشند ! برای عراقی ها هیچ فرقی نمی کرد اسارت دامدار و زن و پیر و جوان .



ادامه مطلب
طبقه بندی: خاطرات رزمندگان،  آزادگان،  بصیرت،  بسیج، 
برچسب ها: آزادگان،
ارسال توسط هیراد کبیری
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه 11 دی 1391
تکاوری در اردوگاه بود به نام سیدی، که چند بعثی را به هلاکت رسانده بود. یک روز برای این که از او اقرار بگیرند که نظامی های عراقی را کشته است آفتابه ای را به بیضه اش آویزان کرده و دانه دانه سنگ به داخل آن می انداختند. این شکنجه تا ساعت ۲ ادامه داشت اما او اقرار نکرد .



ادامه مطلب
طبقه بندی: خاطرات رزمندگان،  آزادگان،  اسناد جنگ،  بصیرت، 
برچسب ها: آزادگان،
ارسال توسط هیراد کبیری
بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه 25 آذر 1391

حتی فرمانده هم نتوانست آرامشان کند. در که باز شد، ۵۰ سرباز ریختند داخل. یکی از آن کسانی که سینه اش سرخ شده بود، خودش را خیلی زود به کلید برق رساندو… آسایشگاه، غرق تاریکی شد.تاریک شدن آسایشگاه، چنان وحشتی را درقبلهای لرزانشان انداخت که همگی فرار کردند. برای بار دوم که جرآت داخل شدن را به خود دادند، کابلها حق خباثتشان را ادا کردند.



ادامه مطلب
طبقه بندی: زندگینامه شهدا و رزمندگان،  آزادگان،  خاطرات رزمندگان،  اسناد جنگ،  بصیرت،  بسیج، 
برچسب ها: آزادگان،
ارسال توسط هیراد کبیری
بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه 7 آذر 1391

در مدت چهار سال عراقی ها نگذاشتند ما برای امام حسین علیه السلام عزاداری کنیم. دیگر بچه ها خود جوش برای برگزاری مراسم عذاداری آماده شدند. شب تاسوعا بود. همه گروه گروه شدند و سرها را پائین انداختند و گفتند حسین جان . حسین حسین.



ادامه مطلب
طبقه بندی: خاطرات رزمندگان،  آزادگان،  اسناد جنگ،  بصیرت، 
برچسب ها: آزادگان، تاسوعا،
ارسال توسط هیراد کبیری
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه 23 مهر 1391

اسرایی که «علی اللهی» نامیده می شدند، متاسفانه اهل نماز نبودند. هر وقت سربازان عراقی می آمدند می خواستند ما را بزنند، اینها را جدا کرده، جلوی چشم آنها، ما را می زدند. بعد از چند بار آنها هم به صفوف نماز پیوستند و وقتی نظامی های بعثی دیدند با کاشتن تخم تفرقه نمیتوانند دو دستگی درو کنند، آنها را نیز به باد کتک گرفتند.

***



ادامه مطلب
طبقه بندی: زندگینامه شهدا و رزمندگان،  خاطرات رزمندگان،  اسناد جنگ، 
برچسب ها: آزادگان،
ارسال توسط هیراد کبیری
بازدید : مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 22 شهریور 1391

ساجد: همسرم دی ماه سال 62 عازم جبهه شد. خیلی وقت بود که دلش هوای جبهه می‌کرد اما من از رفتن او چندان راضی نبودم. چون منتظر تولد فرزندمان بودیم و از طرفی نیز احساس می‌کردم رفتن او ممکن است بی‌بازگشت باشد. مدت‌ها بود که کمتر حرف می‌زد و مدام در فکر بود. می‌دانستم که سبب نگرانی او چیست. یک روز وقتی از خواب بیدار شد، حالت عجیبی داشت. عصر همان روز دیدم که ساکش را آماده می‌کند.



ادامه مطلب
طبقه بندی: خاطرات رزمندگان،  آزادگان، 
برچسب ها: آزادگان،
ارسال توسط هیراد کبیری
بازدید : مرتبه
تاریخ : جمعه 10 شهریور 1391

ساجد: سعد» بر خلاف «رحیم» آدم خوبی بود. هر وقت قرار بر کتک کاری و آزار و اذیت اسرا می شد به بهانه ای خودش را کنار می کشید که مجبور نباشد روی اسیری دست بلند کند.



ادامه مطلب
طبقه بندی: آزادگان،  خاطرات رزمندگان،  بصیرت، 
برچسب ها: آزادگان،
ارسال توسط هیراد کبیری
بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه 4 شهریور 1391

ساجد: من در  تاریخ 2/1/1361 طی عملیات فتح المبین در روستای زعن در منطقه شلش شوش در استان خوزستان مجروح و سپس به اسارت نیروهای ارتش عراق درآمدم و تاریخ 29/5/1369 با سایر اسرا آزاد و به میهن اسلامی ایران بازگشتم .

http://www.islamupload.ir/user_uploads/iurokhsaar4eb2/hklv.jpg

آزاده جانباز عباس باقری



ادامه مطلب
طبقه بندی: خاطرات رزمندگان،  آزادگان،  اسناد جنگ، 
برچسب ها: آزادگان،
ارسال توسط هیراد کبیری
بازدید : مرتبه
تاریخ : جمعه 3 شهریور 1391

ده سال از جوانی اش را در اردوگاههای رژیم بعث جا گذاشت و روزهای پرخاطره تلخ و شیرین اسارت را كوله بار شانه های خسته اش كرد و دو سال پس از پایان جنگ، بار دیگر تصویر وطن در قاب چشمانش نقش بست...
 
علیرضا جاویدی قطره ای از دریای ناگفته هایش می گوید:



ادامه مطلب
طبقه بندی: خاطرات رزمندگان،  آزادگان،  اسناد جنگ، 
برچسب ها: آزادگان،
ارسال توسط هیراد کبیری
بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 2 شهریور 1391

ساجد:یکی از سربازهای عراقی به نام علی ابلیس خیلی هم به ما گیر می داد و ما هر وقت برای هواخوری می رفتیم ما را صدا می زد.



ادامه مطلب
طبقه بندی: خاطرات رزمندگان،  آزادگان،  اسناد جنگ، 
برچسب ها: آزادگان،
ارسال توسط هیراد کبیری
بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 26 مرداد 1391

ساجد: در اردوگاه ما سربازی عراقی به نام كاظم حضور داشت . او شیعه بود. یك برادرش در جبهه كشته شده بود و دو برادر دیگرش در ایران اسیر بودند.



ادامه مطلب
طبقه بندی: خاطرات رزمندگان،  آزادگان،  اسناد جنگ، 
برچسب ها: آزادگان،
ارسال توسط هیراد کبیری
بازدید : مرتبه
تاریخ : جمعه 13 مرداد 1391

ساجد: اگر کسی فرار می کرد و یا در فرار موفق نمی شد، جور موفقیت و عدم موفقیتتش را همه باید می کشیدیم.



ادامه مطلب
طبقه بندی: آزادگان،  اسناد جنگ، 
برچسب ها: آزادگان،
ارسال توسط هیراد کبیری
آخرین مطالب
(تعداد کل صفحات:2)      [1]   [2]  

آرشیو مطالب
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
جهت ارسال تبلیغات با مدیر سایت تماس بگیرید "تبلیغاتهای مذهبی رایگان است"

دانلود

شادزیست

قالب وبلاگ

لیمونات

تک باکس

دانلود نرم افزار