تبلیغات
پایگاه تخصصی معرفی شهدا... - مطالب ابر شهید بهنام محمدی
پایگاه تخصصی معرفی شهدا...
اللهم ارزقنا الشهاده...



بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه 27 تیر 1394
محمدرضا رفیعی به عنوان کم‌سن‌ترین رزمنده که در ۹ سالگی به جبهه رفته و در زمان شهادت سن بیشتری داشته، در تاریخ جاودانه شده است.
11 ساله ای که با زبان روزه به شهادت رسید+ عکس

به گزارش شمال نیوز؛ با نگاهی به آمار شهدای کم سن و سال جنگ و در میان نام‌هایی مانند محمد حسین فهمیده ۱۳ ساله، علی جرایه ۱۲ ساله، بهنام محمدی ۱۵ ساله، محمد حسین ذوالفقاری ۱۲ ساله، و مرحمت بالازاده ۱۴ ساله، شهید «حیدر شهیدی» با اختلاف چند ماه لقب کم سن‌ترین شهید داوطلب دوران دفاع مقدس را از آن خود می‌کند.

محمدرضا رفیعی به عنوان کم‌سن‌ترین رزمنده که در ۹ سالگی به جبهه رفته و در زمان شهادت سن بیشتری داشته، در تاریخ جاودانه شده است.




ادامه مطلب
طبقه بندی: خاطرات شهدا،  وصیتنامه شهدا،  زندگینامه شهدا و رزمندگان،  اسناد جنگ، 
برچسب ها: شهید محمدرضا رفیعی، شهید محمد حسین فهمیده ۱۳، شهید علی جرایه، شهید بهنام محمدی، شهید محمد حسین ذوالفقاری، شهید مرحمت بالازاده، شهید حیدر شهیدی،
ارسال توسط هیراد کبیری

فرمانده پادگان دژ خرمشهر در دوران دفاع مقدس، ماجرای نبش قبر شهید «بهنام محمدی» را تشریح کرد.

 



ادامه مطلب
طبقه بندی: خاطرات شهدا،  زندگینامه شهدا و رزمندگان،  خاطرات رزمندگان،  اسناد جنگ،  پس از جنگ،  بسیج، 
برچسب ها: شهید بهنام محمدی،
ارسال توسط هیراد کبیری
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه 29 خرداد 1391


نصرت مظفری‌نیا  در خصوص میزان آشنایی و علاقه شهید نوجوان بهنام محمدی به شهید محمد جهان‌آرا اظهار داشت: پس از تجاوز عراق به ایران، بهنام که بچه زرنگ و باهوشی بود با شهید «محمد جهان‌آرا» همکاری می‌کرد؛ به طوری که خبرهایی را از وضعیت نیروهای عراق برای رزمنده‌ها می‌آورد.

"به درخواست یکی از بازدیدکنندگان وبلاگ"


ادامه مطلب
طبقه بندی: خاطرات شهدا،  خاطرات رزمندگان،  اسناد جنگ، 
برچسب ها: شهید بهنام محمدی،
ارسال توسط هیراد کبیری

«می‌خواهم یك قهرمان باشم...» + تصاویر

ك اسلحه به غنیمت گرفته بود. با همان اسلحه، هفت عراقی را اسیر كرده بود. احساس مالكیت می‌كرد. به او گفتند باید اسلحه را تحویل دهی. می‌گفت: به شرطی اسلحه را می‌دهم كه حداقل یك نارنجك به من بدهید. پایش را هم كرده بود در یك كفش كه یا این یا آن. دست آخر یك نارنجك به او دادند. یكی گفت: «دلم برای اون عراقی‌های مادر مرده می‌سوزه كه گیر تو بیفتند.» بهنام خندید...



ادامه مطلب
طبقه بندی: خاطرات شهدا،  زندگینامه شهدا و رزمندگان،  شهدای گمنام،  خاطرات رزمندگان،  اسناد جنگ،  بسیج،  بصیرت، 
برچسب ها: شهید بهنام محمدی، خرمشهر،
ارسال توسط هیراد کبیری
بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه 12 مهر 1390

خاطره ای از محمدرحمان نظام اسلامی؛

صالحی پیراهن را از تن درمی‌آورد و با سینه‌ای لخت و ستبر به دل دشمن می‌زد و وقتی دیرتر از همه به پایگاه برمی‌گشت، فکر می‌کردیم شهید شده است. یک روز جلوی مسجد اصفهانی‌ها بهنام محمدی را دیدم که سرنیزه‌ای در دست داشت و با خشم، آسفالت را می‌کند. علت را پرسیدم...



ادامه مطلب
طبقه بندی: خاطرات شهدا،  زندگینامه شهدا و رزمندگان،  اسناد جنگ،  خاطرات رزمندگان،  بصیرت، 
برچسب ها: شهید بهنام محمدی،
ارسال توسط هیراد کبیری
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه 16 اسفند 1389
ارسال توسط هیراد کبیری
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
جهت ارسال تبلیغات با مدیر سایت تماس بگیرید "تبلیغاتهای مذهبی رایگان است"

دانلود

شادزیست

قالب وبلاگ

لیمونات

تک باکس

دانلود نرم افزار